تخصص ما

پروژه های توسعه کسب و کار

اجرای پروژه های توسعه کسب و کارهای خرد و کوچک و متوسط

توسعه، به دنبال سه ارزش اصلی به عنوان پایه فکری و رهنمود عملی در راستای تعالی ملت­ها است. این ارزش­ها عبارتند از: معاش زندگی، اعتماد به نفس و آزادی. این‌ها نمایانگر هدف­ های مشترکی هستند که توسط تمام افراد در جوامع مختلف دنبال می­ شوند. این ارزش‌ها به نیازهای اساسی انسان ­ها مربوط می ­شوند و تقریباً در تمام جوامع، فرهنگ­ ها و زمان ­ها وجود دارند.

اگر رویکردهای سالیان گذشته، تمرکز بیشتری بر اقتصاد کلان داشته‌اند، اینک توجه به کسب‌وکار خرد، احساس مسئولیت نسبت به افزایش قابلیت رقابت واحدهای کوچک و متوسط، بهبود ارتباطات شبکه‌ای، تأکید بر حمایت‌های غیرمستقیم در مقابل پرداخت یارانه مستقیم، ترکیب رقابت و همکاری به منظور تقویت یادگیری و نوآوری، ارتقاء سطح همکاری واحدهای کوچک و بزرگ و تقویت مثلث همکاری (خوشه‌ها، دولت و دانشگاه) مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است.

امروزه توسعه بنگاه های خرد و کوچک و متوسط  به عنوان یکی از موتورهای محرکه اقتصادی در دستور کار کشورهای در حال توسعه قرار گرفته است و یکی از رسالت های اصلی سازمان توسعه ملل متحد UNIDO نیز اشاعه مدلهای توسعه این نوع کسب و کارها می باشد. برخی از روشها و مدلهای این نوع پروژه ها عبارتند از:

  • مدل خوشه های کسب و کار
  • تحلیل سیستم جامع کسب و کار
  • ایجاد کنسرسیوم های بازرگانی و صادراتی
  • تشکیل شبکه های سخت و نرم مشترک
  • پروژه های خرید مشترک
  • برگزاری تورهای صنعتی خارجی
  • نهادسازی توسعه ای

سازمان‌های بین‌المللی همچون UNIDO و بانک جهانی، طرح‌های متعددی از طریق توسعه خوشه‌های صنعتی در کشورهای مختلف اجرا و حمایت کرده‌اند. در کشور ما نیز این ایده مطرح شده و نمونه‌هایی توسط UNIDO به اجرا درآمده است.

تعریف خوشه صنعتی

خوشه صنعتی به مجموعه‌ای از واحدهای کسب‌وکار اطلاق می‌شود که در یک منطقه جغرافیایی و یک گرایش صنعتی متمرکزشده و با همکاری و تکمیل فعالیت‌های یکدیگر، به تولید و عرضه تعدادی کالا و خدمات می‌پردازند و از چالش‌ها و فرصت‌های مشترک برخوردارند. عموماً خوشه‌ها تعداد زیادی واحدهای خرد، کوچک و متوسط را در برمی‌گیرند که از نظر جغرافیایی، همکاری در تکمیل فعالیت‌های یکدیگر، تولیدات و خدمات و همین طور چالش‌ها و فرصت‌ها، دارای وجه مشترک هستند.

یک خوشه صنعتی، فقط شامل واحدهای کسب‌وکار که تولیدات و یا خدمات مشخص خوشه را تولید و ارائه می‌کنند نمی‌شود بلکه تأمین‌کنندگان مواد اولیه، پیمانکاران فرعی، خریداران، صادرکنندگان، تأمین‌کنندگان ماشین‌آلات و قطعات، نهادهای مختلف پشتیبان، مشاوران، خدمات عمومی، واحدهای مربوط به سیستم حمل‌ونقل و سایر تأمین‌کنندگان که تولید در خوشه را به صورت مستقیم و غیرمستقیم تسهیل می‌کنند را نیز در برمی‌گیرد.

در کنار این‌ها، گروه‌های دیگری از فعالان مثل اتحادیه‌ها، گروه‌های همیار، تعاونی‌ها و NGO ها که ترغیب‌کننده کسب‌وکار بخش‌های مختلف خوشه هستند نیز قرار می‌گیرند. به مجموعه‌های اشاره‌شده، “ذینفعان خوشه” گفته می‌شود.

پروژه توسعه خوشه صنعتی، کوششی برنامه‌ریزی‌شده است که توسط یک مؤسسه توسعه‌ای (از درون یا بیرون خوشه) با همکاری و کمک نهادهای مختلف محلی جهت ارتقاء سطح پویایی یک خوشه و بهبود رقابت‌پذیری آن به اجرا درمی‌آید.

یک پروژه توسعه خوشه‌ای از یک سو بر ارتباطات درونی بخش‌های مختلف خوشه تمرکز کرده و از سوی دیگر، به زنجیره ارزش اقتصادی که خوشه صنعتی موردنظر بخشی از آن است، توجه دارد؛ بنابراین سعی می‌کند از تأمین مواد و نهاده‌های اولیه گرفته تا ارائه محصول و خدمات، مصرف‌کننده نهایی را به مسیری صحیح‌تر هدایت و راهبری نماید.

بنابراین در این فرآیند، ضمن توجه به روندها و سناریوهای بین‌المللی، ملی و سطح صنعت، به مشکلات موجود و مسیرهای توسعه خوشه تأکید می‌شود. معمولاً خوشه‌ها دارای یک یا چند مشکل یا گلوگاه اصلی هستند. این گلوگاه‌ها می‌تواند در حوزه‌های تکنولوژی، بازار، سطح سرمایه اجتماعی و اعتماد، کیفیت و… باشد. شناسایی صحیح و کامل مسائل مبتلابه خوشه و طراحی بهترین راهکارهای مبتنی بر مشارکت، پیش‌نیازهای اصلی توسعه یک خوشه است.

مهم‌ترین اهداف پروژه توسعه خوشه‌ای را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

  • افزایش سطح توانایی واحدهای موجود
  • افزایش سطح ارتباطات و همکاری‌ها
  • ارتقاء کمی و کیفی محصولات
  • ارتباط هر چه بیشتر واحدهای تولیدی با دولت و مراکز آکادمیک
  • بالا بردن سطح آگاهی خوشه و تقویت اطلاع‌رسانی
  • تسهیل قوانین دولتی در تمام زمینه‌ها
  • دستیابی به بازارها و مشتریان جدید
  • ارتقاء مهارت نیروی کار
  • ارتقاء تکنولوژی واحدها
  • بهره‌برداری از منابع مالی جدید
  • فراهم کردن شرایط جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی
  • ایجاد علائم و نشان‌های تجاری
  • تقویت صادرات از خوشه و دستیابی به بازارهای خارجی
  • هم‌تراز کردن خریدها و کاهش هزینه‌های خرید

به بیانی ساده، پروژه توسعه خوشه، برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده است که در فازهای مختلف و در مدت 3 تا 5 سال به اجرا درمی‌آید. فاز اول این برنامه فاز مطالعه‌شناختی است که طی آن به کمک تمام فعالان صنف، مطالعات دقیق و جامعی بر روی صنعت موردنظر انجام می‌شود. نتیجه این مطالعات شناسایی نقاط ضعف و قوت و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در صنعت موردمطالعه است. پس از شناخت تمام زوایا و تکمیل مطالعات، دفتر توسعه خوشه اقدام به تدوین استراتژی و ارائه برنامه‌های اجرایی برای رفع نقاط ضعف، تقویت نقاط قوت، از بین بردن اثر تهدیدها و استفاده از فرصت‌ها به منظور دستیابی خوشه به مزیت رقابتی پایداری در سطح منطقه می‌نماید.

گام‌های اصلی در فرآیند توسعه یک خوشه صنعتی

  1. انجام مطالعه شناختی
  2. افزایش سطح سرمایه اجتماعی
  3. دستیابی به یک چشم‌انداز مشترک
  4. تدوین استراتژی‌ها و ارائه برنامه‌های اجرایی
  5. پیاده‌سازی برنامه‌های اجرایی
  6. خروج از خوشه پس از دستیابی آن به اهداف تعیین‌شده

زمان موردنیاز برای اجرای یک پروژه توسعه خوشه‌ای وابسته به حصول زیرمجموعه‌های خوشه به سطحی از توانمندی است که بتوانند به صورت مشارکتی و نهادینه‌شده، مسائل پیش روی خود را شناخته و مدیریت نماید. با توجه به مشخصات منحصربه‌فرد هر خوشه و ضرورت‌های اختصاصی آن، فرآیند توسعه خوشه نیز به زمان‌های متفاوتی نیاز دارد، اما معمولاً اجرای این پروژه بین سه تا پنج سال در نظر گرفته می‌شود. در سالیان اخیر توسعه صنایع از طریق خوشه‌های صنعتی نقش محوری و بارزی در سیاست‌های اقتصادی و صنعتی کشورهای در حال‌ توسعه و توسعه‌یافته داشته و دارد.

تاکنون این قبیل پروژه ها توسط بخش دولتی در کلیه استان های کشور اجرا شده است اما مرکز آرپان این افتخار را دارد که توانسته است برخی از این مدلها را ضمن بومی سازی در برخی بنگاه های اقتصادی اجرا کند و یا از طریق نهادها و اتحادیه های بخش خصوصی آنها را در مورد بعضی از رسته های کسب و کار به مرحله اجرا در آورده است.

مرکز توسعه راهبردی کسب و کار آرپان اولین نهاد توسعه و تسهیل گری استان اصفهان است که آموزش مدلهای توسعه یونیدو را به صورت کامل و حتی در محضر برخی اساتید این سازمان بین المللی گذارنده است و با توجه به حداقل 10 سال تجربه مدیران خود در پیاده سازی این مدلها خود را یکی از مدعیان پروژه های توسعه کسب و کار در کشور می داند.

برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک

اجرای پروژه های برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک از تدوین تا اجرا و ارزیابی استراتژی ها

به هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه‌ای چندگانه که سازمان را قادر می‌سازد به هدف‌های بلند مدت خود دست یابد، مدیریت استراتژیک گفته می شود. در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تأکید می‌شود:

  • هماهنگ کردن و یکپارچگی مدیریت
  • بازاریابی
  • امور مالی (حسابداری)
  • تولید (عملیات)
  • تحقیق و توسعه
  • سیستم‌های اطلاعات رایانه‌ای

فرایند مدیریت استراتژیک در برگیرنده سه مرحله است:

  • تدوین استراتژی‌ها
  • اجرای استراتژی‌ها
  • ارزیابی استراتژی‌ها

در مرحله تدوین استراتژیک، مأموریت شرکت تعیین می‌شود، عوامل محیط خارجی که سازمان را تهدید می‌کنند یا فرصت‌ها را به وجود می‌آورند مشخص شده و نقاط قوت و ضعف شرکت شناسایی می‌شوند، اهداف بلند مدت تعیین شده و استراتژی‌های گوناگون برای دست‌یابی به این اهداف مورد بررسی قرار گرفته و از بین آنها استراتژی‌های شرکت برای ادامه فعالیت انتخاب می‌شوند. این استراتژی‌ها، مزایای رقابتی شرکت را در دوره‌های بلند مدت تعیین می‌نمایند.

مرحله عملی فرایند مدیریت استراتژیک، اجرای استراتژی است. مقصود از اجرای استراتژی این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند و استراتژی‌های تدوین شده را به مرحله عمل درآورند. اگر استراتژی‌ها تدوین شوند ولی هیچ گاه به اجرا درنیایند، نوع اقدام چیزی جز یک عمل بیهوده نخواهد بود.

آخرین مرحله در فرایند مدیریت استراتژیک، ارزیابی استراتژی‌ها است. همه استراتژی‌ها دستخوش تغییرات آینده می‌شوند زیرا عوامل داخلی و خارجی به صورت دائم در حال تغییر هستند.

ما در مرکز توسعه راهبردی آرپان به سازمان‌ها کمک می‌کنیم که پاسخ این سؤال که “کار اصلی ما چیست؟” را به درستی پیدا کنند تا بتوانند هدف‌ها و استراتژی‌ها را متناسب با آن تدوین کرده و امروز تصمیمات درستی اتخاذ نمایند که نتیجه آنها در آینده برای آنها مشخص می‌شود. ما با دیدی گسترده، کل سازمان را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهیم و به مدیران آن کمک می‌کنیم که بتوانند بین اهداف و نیازهای امروز شرکت توازن و تعادل برقرار کرده و منابع انسانی و مالی را به گونه‌ای تخصیص دهند که به نتایج اصلی و مورد نظر دست یابند. تجربه 12 ساله تیم تخصصی مدیریت استراتژیک شرکت و اجرای پروژه های متعدد در شرکت ها و کسب و کارهای مختلف، این جرأت را به ما می دهد تا خود را به عنوان یکی از شرکت های متخصص در حوزه برنامه ریزی استراتژیک معرفی نماییم.

تحلیل زنجیره ارزش

انجام پروژه های تحلیل زنجیره ارزش در سطح بنگاه یا کسب و کار

هر شركتي مجموعه ­اي از فعاليت­ هايي است كه براي طراحي، توليد، بازاريابي، توزيع و پشتيباني محصول انجام مي ­گيرد. تمام اين فعاليت­ها را مي­ توان با استفاده از يك زنجيره ارزش نشان داد. زنجيره ارزش يك شركت و نوع فعاليت ­هايي كه به تنهايي انجام مي ­دهد بازتابي از تاريخچه، استراتژي، پيشرفت به سوي اجراي آن استراتژي ­ها و منافع اقتصادي اساسي آنهاست. اگر چه شركت­هاي حاضر در يك صنعت ممكن است زنجيره­ هاي يكسان داشته باشند، اما زنجيره ارزش رقباي تجاري اغلب متفاوت است.

تفاوت در بين زنجيره­ هاي ارزش رقبا، منبع كليدي براي مزيت رقابتي است. زنجيره ارزش يك شركت در يك صنعت مي  ­تواند تا حدي براي اقلام مختلف در خط توليدشان، يا خريداران، موقعيت  ­هاي جغرافيايي و كانال ­هاي توزيع مختلف، متفاوت باشد. به هر حال زنجيره ارزش براي چنين زيرمجموعه ­هايي از شركت بسيار مرتبط­ اند و تنها در زمينه تجارت زنجيره واحد قابل فهم هستند.

حوزه‌هاي كاري اصلي یک شرکت در طول زنجیره ارزش

مجموعه فعاليت‌هايي است كه در جهت ماموريت اصلي كسب و كار است. هر كسب و كاري ماموريت و اهدافي دارد و براي رسيدن به اين اهداف شكل گرفته است. هدف يك شركت توليد محصول و كسب سود است. هدف يك شركت ديگر ممكن است ارائه خدمات باشد. حتي كسب و كارهاي غيرانتفاعي نيز ماموريت و اهدافي دارند و براي ايجاد ارزش تاسيس شده‌اند. فعاليت‌هايي كه بطور مستقيم به اين ماموريت كسب و كار مربوط مي‌شوند در حوزه ماموريت‌هاي اصلي قرار مي‌گيرند. مانند توليد كالا، انتقال و فروش آن.

فعالیت های اصلی شرکت ها عبارتند از:

  • تداركات (لجستيك) ورودي

تداركات شامل دريافت، ذخيره‌سازي، انبارداري، كنترل، توزيع، حمل و نقل و برنامه‌ريزي ورودي‌هاي لازم (همانند مواد اوليه) براي توليد محصولات است.

  • عمليات توليدي

شامل تمامي وظايفي است كه در تبديل ورودي‌ها به محصول نهايي نقش دارند. همانند ماشين‌كاري، بسته‌بندي، مونتاژ، نگهداري و تعميرات تجهيزات و تمام فعاليت‌هايي كه مواد اوليه و ساير ورودي‌ها را به محصول نهايي تبديل مي‌كنند.

  • تداركات (لجستيك) خروجي

فعاليت‌هايي كه براي انتقال محصول توليد شده به مشتري انجام مي‌شود؛ مانند انبار كردن كالاي توليد شده، تكميل سفارش، حمل و نقل و توزيع محصول.

  • بازاريابي و فروش

وظايفي كه به آگاه شدن از خواسته‌ها و نيازهاي مشتريان و آگاه ساختن آنها از محصولات و خدمات كسب ‌و كار مربوط است. فعاليت‌هايي مانند تبليغات، ترفيع، قيمت‌گذاري كه خريدار را ترغيب به خريد محصول مي‌كند، در اين دسته قرار مي‌گيرد.

  • خدمات مشتریان

فعاليت‌هايي كه ارزش محصول را براي مشتري افزايش مي‌دهد مانند نصب و راه‌اندازي محصولات، آموزش روش استفاده از آنها و تامين قطعات يدكي، تعمير و سرويس محصولات.

 

فعالیت های پشتیبان یک شرکت عبارتند از:

  • تامين

فعاليت‌هايي كه در جهت فراهم كردن مواد و ملزومات توليدي انجام مي‌شود. مانند تامين مواد اوليه، سرويس براي قطعات و ماشين‌آلات، ساختمان‌ها.

  • توسعه تكنولوژي

توسعه تكنولوژي به فعاليت‌هايي كه به‌ منظور پشتيباني از فعاليت‌هاي اصلي زنجيره ارزش انجام مي‌شود اشاره دارد و شامل تحقيق و توسعه، بهبود سيستم‌ها و فرايندها و روش‌هاي انجام كار است.

  • مديريت منابع انساني

فعاليت‌هاي تامين نيروي انساني، آموزش، ارزيابي، تشويق و تنبيه، پرداخت حقوق و دستمزد و توسعه نيروي انساني در زيرمجموعه مديريت منابع انساني جاي مي‌گيرد.

  • زيرساخت‌هاي شركت

وظايفي مانند برنامه‌ريزي، حسابداري، مالي، مديريت كيفيت و نظارت است كه زيرساخت‌هاي مديريت عمومي را براي حمايت از فعاليت‌هاي اصلي فراهم مي‌كند. اين مدل تنها منحصر به شركت‌هاي توليدي نيست و در شركت‌هاي خدماتي نيز قابل شناسايي است. براي مثال يك شركت حسابدراي كه خدمات حسابداري ارائه مي‌كند ديگر حسابداري براي آن فعاليت پشتيبان محسوب نمي‌شود بلكه فعاليت اصلي و ماموريت اصلي شركت محسوب مي‌شود.

زنجيره ارزش، ارزش كلي را نشان مي­ دهد و شامل فعاليت­ هاي ارزشي و حاشيه سود است. فعاليت­ هاي ارزشي، فعاليت­ هاي فيزيكي و تكنولوژيكي مجزايي هستند كه شركت به منظور توليد و عرضه يك محصول به بازار انجام مي ­دهد. اين فعاليت ­ها، ساختاري را تشكيل مي­دهند كه شركت به كمك آن يك محصول را براي خريدار با ارزش مي­كند. حاشيه سود، تفاوت بين قيمت محصول و مجموع هزينه­ هاي حاصل از انجام فعاليت­ هاي ارزشي است. حاشيه سود را مي­ توان از طريق راه­ هاي مختلف محاسبه كرد. آنچه پس از نوشتن زنجيره ارزش مي­تواند براي تدوين استراتژي ­هاي سازمان مفيد باشد مقايسه آن با زنجيره­ هاي ارزش رقبا است. اين مقايسه تفاوت­ هايي را نمايش مي­دهد كه تعيين كننده مزيت رقابتي هستند.

تحلیل زنجیره ارزش به شما کمک می کند تا بفهمید کدام یک از فعالیت های سازمان در مقایسه با رقبا ارزش افزوده بیشتری در محصول یا خدمت نهایی ایجاد می کند و کدام فعالیت رقبا توانسته است نسبت به شما ارزش افزوده بالاتری برای آنان رقم بزند. این تحلیل می تواند مسیر توسعه و سرمایه گذاری شما را به دقت معین نماید. بدیهی است هر گونه سیاست گذاری در جهت تقویت نقاط فشار می تواند بر رقابت شما بیفزاید.

مرکز توسعه راهبردی کسب و کار آرپان با تکیه بر تجربه تحلیل زنجیره ارزش برای حداقل 25 بنگاه و کسب و کار مختلف، آماده است تا توان خود را در اختیار مجموعه هایی قرار دهد که می خواهند بدانند در مجموعه تحت مدیریتشان چه فعالیت هایی ارزش آفرینی می کنند و در مقایسه با رقبا کدامیک نقطه قوت و کدامیک نقطه به شمار می رود.

مدیریت فرایندها (Business Process Management )

طراحی و پیاده سازی فرآیندهای سازمانی

فرایند به تعدادی وظایف که برای فراهم کردن ارزش مورد انتظار مشتری به صورت پی در پی اجرا می‌شوند گفته می‌شود. مشتریها ممکن است درون سازمانی (مانند فرایند مدیریت منابع انسانی) یا برون سازمانی (مانند فرایندهای مرتبط با مشتریان) باشند.

مدیریت فرایند (BPM)  شامل روش‌ها، تکنیک‌ها و ابزاری است که برای پشتیبانی از طراحی، اجرا، مدیریت و آنالیز فرایندهای کسب و کار به کار می‌روند و شامل چهار مرحله اصلی است که عبارتند از:

  • شناسایی و طراحی فرایندها: فرایندهای موجود شناسایی شده و تغییرات لازم متناسب با استراتژی‌های شرکت اعمال می‌شود، فرایندهای اضافی حذف و فرایندهای ضروری اضافه می‌شوند، روش‌های اجرایی، فرم‌ها و دستورالعمل‌های اجرایی طراحی و تصویب می‌شوند.
  • پیاده‌سازی فرایندها: اگر فرایندها طراحی شوند ولی اجرا نشوند عملاً هیچ اتفاقی در شرکت نخواهد افتاد. پیاده‌سازی فرایندها را می‌توان بر بسترهای متناسب با شرایط سازمان پیاده‌سازی و آماده اجرا می‌شوند.
  • پایش و نظارت بر اجرای فرایندها: اجرا و پیاده‌سازی فرایندها باید با تأیید و تأکید و نگرش مستقیم مدیریت پیاده‌سازی و اجرا شوند. نظارت و پایش اجرای فرایندها باید به دقت انجام شود تا مشکلات و باگ‌های آن مشخص و اصلاح شود.
  • بهبود فرایندها: فرایندها باید به صورت مستمر اجرا و پایش شوند و مشکلات آنها در هر مرحله و متناسب با شرایط محیط‌های داخلی و خارجی سازمان اصلاح شود.

مدل‌سازی فرایند یعنی شناخت، تعریف و ساخت نمای کلی فرایند به منظور پشتیبانی از ارتباطات مرتبط با آن. هیچ مدل و الگوی مشخصی برای مدل‌سازی وجود ندارد که بتوان آن را برای همه سازمان‌ها یا حتی برای دو سازمان مشابه پیاده کرد اما هر الگو و مدلی باید در برگیرنده تمام فرایندهای سازمان باشد و همین امر باعث پیچیده‌تر شدن و البته جذاب‌تر شدن طراحی این فرایندها برای هر شرکت می‌شود.

برخی مزایای مدیریت فرایندها عبارتند از:

  • کاهش زمان اجرای فرایند که باعث کاهش هزینه‌ها و بهای تمام شده می‌شود
  • افزایش انعطاف‌پذیری
  • افزایش رضایت مشتری (کاهش زمان اجرای تعهدات و کاهش هزینه‌ها باعث افزایش ارزش برای مشتری می‌شود)
  • افزایش کارایی و رضایت کارکنان؛ با مشخص بودن فرایندهای سازمان، کارکنان نقش خود را در ارزش ایجاد شده برای مشتریان بهتر درک می‌کنند و در نتیجه با تعهد بیشتری به کار خود ادامه می‌دهند که باعث افزایش رضایت آنها نیز می‌شود.
  • افزایش چالاکی سازمان
  • افزایش رقابت‌پذیری سازمان

پروژه های مطالعه بازارهای داخلی و بین الملل

فلسفه وجود هر بنگاه اقتصادی و هر واحد کسب و کار، ارائه خدمات یا محصولاتی به منظور برآورده شدن نیازهای مشتریانی است که خارج از سازمان حضور دارند. بنابراین در گام اول و در مهمترین موقعیت، ارتباط هر سازمانی با بازار از اهمیت و ضرورت بسیار بالایی برخوردار است. اما آنچه در این میان به شدت مورد غفلت واقع می شود آن است که بسیاری از سازمان­ها بدون آگاهی و شناخت کامل از بازار پا در میدان رقابت می­ گذارند و بدیهی است تصمیمات و اقدامات آنها ممکن است از خطای راهبری نیز برخوردار باشد.

مطالعات بازار یکی از اساسی ­ترین نیازهایی است که همواره برای سازمان­ها مطرح بوده، هست و خواهد بود و در دنیای امروزی، که صحنه رقابت به صورت لحظه­ ای و متأثر از عوامل تأثیرگذار بر آن تغییر می کند این نیاز نمود بیشتر و واقعی­ تری یافته و از یک نیاز به اصلی اجتناب ناپذیر مبدل گردیده است.

مطالعه بازار روشی است که از طریق آن تصویری کلی از نیازها، خواسته ­ها، الزامات و عقاید مشتریان بدست می آید. به واسطه اطلاعات حاصل شده در یک مطالعه بازار، نحوه عرضه محصول و شرایط و ضوابط آن برای سازمان مشخص می­ گردد. از نظر پیتر دراکر مطالعه بازار، بازاریابی شیوه‌ای منحصربفرد است.

مطالعات بازار چه داخلی که با هدف بدست آوردن سهم از بازار فروش انجام می شود و چه خارجی که با هدف فراهم کردن مسیر ورود به بازارهای جهانی می ­باشد هر دو بنابه اقتضای سازمان های مختلف ممکن است از روش ها و رویه های متفاوتی پیروی کنند اما یک اصل در بین تمام آنها مشترک است. هر مطالعه بازاری از دو مرحله اصلی تشکیل می شود. تحقیقات اولیه که طی آن اطلاعات و داده های کمی و کیفی مرتبط با موضوع از وسط میدان و از درون بازار جمع آوری و تحلیل می گردند و تحقیقات ثانویه که بیشتر مربوط به جمع آوری و تحلیل داده ها و اطلاعات آماری و کتابخانه است.

مواردی که در یک مطالعه بازار باید مدنظر قرار گرفته شوند عبارتند از:

  • روندها در بازار (Trends in the market): روندها و تغییرات بازار در یک دوره زمانی مشخص است.
  • تقسیم بندی بازار  (Segmentation of the marke): منظور از تقسیم بندی بازار، تعیین زیرگروه ها یا زیربخش های متمایز و مختلفی از بازار با ویژگی ها و نیازهای تعریف شده و یکسان برای مشتریان است. در تقسیم بندی بازار مواردی همچون جمعیت شناسی، انتخاب­ها، جنسیت، شخصیت، و غیره به عنوان ملاک هایی برای تقسیم بندی استفاده می شوند.
  • اطلاعات موجود (Information available): اطلاعات بازار، به کلیه داده های در دسترس در مورد قیمت های محصولات مختلف موجود در بازار، هزینه های تبلیغات، تعداد مشتریان و… است.
  • تجزیه و تحلیل SWOT : منظور تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف سازمان، و فرصتها و تهدیدهای است که متوجه سازمان می باشد.
  • اثربخشی بازاریابی (Effectiveness of marketing) : اثربخشی بازاریابی به تجزیه و تحلیل ریسک، تحقیقات محصول، تجزیه و تحلیل مشتری، رقیب و غیره می ­پردازد.

مزایای مطالعات بازار

اگر قرار باشد مزایای ناشی از مطالعات و تحقیقات بازار عنوان گردد، موارد زیر مهمترین آنها می باشد:

  • استفاده از فرصتها: یکی از بزرگترین مزایای هر مطالعه بازاری این است که زمینه را برای شناسایی و بهره برداری از فرصتهای نهفته بازار فراهم  می کند.
  • تشویق و تقویت ارتباط با مشتری: مطالعه بازار به شما این امکان را می دهد که بهترین راه برای برقراری ارتباط با مشتریان بیابید. پس از اخذ نتایج مطالعات، ماهیت، مخاطب، شخصیت، علایق، عدم علایق و غیره مخاطبان مشخص می شود و این باعث می ­شود راه­های ارتباط و رسیدن به آن­ها  آسان­تر شود.
  • به حداقل رساندن ریسک: یکی دیگر از مزایای عمده مطالعات بازار این است که کمک می کند تا ریسک­ های موجود در کسب و کار به حداقل رسیده و تصمیمات مقتضی در بهترین زمان ممکن اتخاذ گردد.
  • حفظ روندها و سهم بازار: شرایط حاکم بر بازار به صورت مداوم در حال تغییر است. در چنین شرایطی، یک مطالعه بازار کامل می تواند به ایجاد و ادامه روند و سهم بازار و سپس تدوین برنامه های عملیاتی با توجه به نیازهای فعلی و مورد نیاز مشتریان کمک کند.
  • شناسایی مشکلات احتمالی: از آنجا که مطالعات بازار، نشان دهنده انتخاب ها و اولویت های مشتریاناست، این احتمال وجود دارد که یک کسب و کار بتواند محصول را تغییر دهد در حالی که هنوز در حال تولید و یا در فرایند تولید است. بدیهی است با استناد به نتایج مطالعات بازار می توان مشکلات را زودتر و ساده تر شناسایی کرد و تصمیم و اقدام مقتضی اتخاذ نمود.

خدمات مشاوره سرمایه گذاری

ارائه مشاوره های تخصصی با هدف راهبری سرمایه گذاری ها

این خدمات به افرادی ارائه می شود که تصمیم به سرمایه گذاری در حوزه های مختلف صنعت، خدمات و کشاورزی داشته و نیاز به مشاوره های تخصصی و منطبق با واقعیت در همان حوزه دارند. هدف ما راهبری صحیح سرمایه ها است. تهیه طرح های توجیهی، بیزینس پلن، بیزینس مدل، بوم کسب و کار، امکان سنجی، مشاوره تأمین مالی و… در این گروه خدمات قرار می گیرد که بزرگترین مزیت ما استفاده از مجرت ترین و متخصص ترین کارشناسان این حوزه است.